تبليغاتX
عمو حمید
 
عمو حمید
 
 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:52  توسط حمید  | 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:45  توسط حمید  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:39  توسط حمید  | 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:37  توسط حمید  | 

عالم همه قطره اند دریاست حسین

خوبان همه بنده اند مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش

از بس که کرم دارد و آقاست حسینیا حسین شهید (ع)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:1  توسط حمید  | 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:52  توسط حمید  | 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:50  توسط حمید  | 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:48  توسط حمید  | 

 

فکر می کنید دوستانتان شبیه کدام یک از این میوه هاست ؟

 

 

سیب ، هلو، لیمو، گوجه سبز ، توت فرنگی، پرتقال ، خیار ، انار، هندوانه ، گیلاس ، کیوی، موز

 

 

 

 

پس از پاسخ ؛   معنی  هر میوه  را همین پایین ملاحظه بفرمائید

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

 

 

 

سيب: سر زنده و شاد.

 

 

هلو: ملوس و دوست داشتنی،

 

 

ليمو: تلخ و بد اخلاق.

 

 

گوجه سبز:لج باز

 

 

توت فرنگی: جذاب و مغرور.

 

 

 پرتقال: باهوش و زيرک.

 

 

خيار: ساکت و تنها.

 

 

انار:جذاب

 

 

 هندوانه: مهربون و شيرين.

 

 

 گيلاس: خجالتی و تو دل برو.

 

 

کیوی: ساکت و آرام

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:44  توسط حمید  | 
شنبه

مرد : امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم

. ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت

برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير

بيا


يکشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاسهاي «روش خوداتکايي بر

اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي

زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا



دوشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم «شو»ي «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي

جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار




سه شنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم براي لباس مامانم که براي عروسي

خواهر زري ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا

(!) چه قدر روي دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزي از
بيرون بگير بيا




چهارشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاس «بدنسازي» و «آموزش ترومپت»

ثبت نام کنيم . همسايه زري رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي

کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزي از بيرون

بگير و بيار




پنجشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم با هم خونه همسايه خاله زري که تازه

از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا'' از اين

زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول

بکشه ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا




جمعه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببينم ، تو واقعا'' خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت

ندارم ، واقعا'' نمي دونم به شما مردهاي ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا'' اين

خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بار شوهرم من رو براي

ناهار ببره بيرون ؟
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:36  توسط حمید  | 
 به ۱۰ سوال زیر پاسخ دهید بعد پاسخ های خود را باجواب های صحیح مقایسه کنید

  ١.   بعضى از ماهها ٣٠ روز دارند، بعضى ٣١ روز. چند ماه ٢٩ روز دارد؟
    
٢.   اگر دکتر به شما ٣ تا قرص بدهد و بگويد هر نيمساعت يک قرص بخوريد، چقدر طول مى کشد تا تمام قرصها خورده شوند؟
    
٣.   من ساعت ٨ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ٩ صبح زنگ بزند. وقتى که با صداى زنگ ساعت از خواب بيدار شوم چند ساعت خوابيده ام؟
    
٤.   عدد ٣٠ را بر نيم تقسيم کنيد و عدد ١٠ را به حاصل تقسيم اضافه کنيد. چه عددى به دست مى آيد؟
    
٥.   مزرعه دارى ١٧ گوسفند زنده داشت. تمام گوسفندانش بجز ٩ تا مردند. چند گوسفند زنده برايش باقى مانده است؟
    
٦.   اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اطلاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخارى نفتى، يک چراغ نفتى و يک شمع باشد، اول کداميک را روشن مى کنيد؟
    
٧.   مردى خانه اى ساخــته اســت که هر چهار ديــوارش به سـمت جنوب پنجــره دارد. خرس بزرگــى به اين خانه نزديک مى شود. اين خرس چه رنگى است؟
    
٨.   اگر دو سيب از سه سيب را برداريد، چند تا سيب داريد؟
    
٩.   حضرت موسى از هر نوع حيوان چند تا با خود به کشتى برد؟
    
١٠.   
اگر اتوبوسى را با ٤٣ مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور ٥ مسافر را پياده کنيد و ٧ مسافر جديد سوار کنيد و در دامغان ٨ مسافر را پياده و ٤ نفر را سوار کنيد و سرانجام پس از ١٤ ساعت به تهران برسيد، نام راننده اتوبوس چيست؟

.

.

.

.

.

.

.

اکنون پاسخ های خود را با این پاسخ ها مقایسه کنید . ببینید به چند تا سوال درست پاسخ داده اید؟

 

- تمام ماهها
     تمام ماهها حداقل ٢٩ روز دارند.

٢- يک ساعت
  اگر شما يک قرص در ساعت يک بخوريد، بعدى را ساعت ٥/١ و آخرى را ساعت ٢ خواهيد خورد. بنابراين يک ساعت طول مى کشد.
  

٣- يک ساعت
  ساعت کوکى نمى تواند بين شب و روز تشخيص دهد. پس به اولين ساعت ٩ (يعنى ٩ شب) که برسد زنگ مى زند.

 

٤- ٧٠
    تقسيم بر نيم، معدل ضرب در ٢ است.

٥- ٩ گوسفند

٦- کبريت

٧- سفيد
     خانه اى که هر چهار ديوارش رو به جنوب پنجره دارد بايد در نوک قطب شمال باشد.

٨- ٢ سيب

٩- هيچ
     حضرت نوح بود نه حضرت موسى

١٠- نام خودتان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 20:4  توسط حمید  | 
به نظر شما این فیل چند تا پا دارهبه نظر شما این فیل چند تا پا داره
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 19:55  توسط حمید  | 
وای من که نمی فهمم تعدادشون ۱۲تاست جابه جا می شن ۱۳ تا می شن
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 12:17  توسط حمید  | 
امروز شعری بدستم رسید ازطرف اقا شهاب منم در این جا قرارش می دهم
مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

عمه ی سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی

اب حیات دل این مردمی

عمه ی سادات بگو کیستی

فاطمه یا زینب ثانی استی

از سفر کربلا امدی

یا که به دنبال رضا امدی

کاش شبی مست حضورم کنی

با خبر از وقت ظهورم کنی
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 11:24  توسط حمید  | 

بی عشق تو هرکه در جهان زیست مباد

بایاد  تو  دوزخ  و جنان  چیست   مباد

یک  جمله  بگویم  و سخن   ختم   کنم

آن دل  که  دراو مهر علی نیست مباد

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 22:13  توسط حمید  | 
 
  بالا