تبليغاتX
عمو حمید
 
عمو حمید
 
 
 
انگار حیواناتم گرفتار این بازی اند
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 12:27  توسط حمید  | 
اینم یه عکس ترسناک که در ادامه مطلب قرار می دم به تصویر نگاه کنید ناگهان؟؟؟؟(با خودتونه)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 12:23  توسط حمید 
این یکی از پست هایی هست که خیلی با احساس می نویسمش تقریبا یک سالی هست که می شناسمش باهم همکلاسی هم شدیم واقعا پسریه که من خیلی چیزا  ازش یاد گرفتم هیچ وقت ناراحت ندیدمش این از ویژگی های اوست حتما می شناسیدش شهاب   نمی خوام زیادی بنویسم آخه هر قدرم که بگم برای این رفیقم کم گفتم   حالا که یه سفری باید بره اونم سفر سربازی اجازه بدید یه شعری را که براش اس ام اس زدم اینجا هم بنویسم       ********

اگر درخواب می دیدم غم روز جدایی را /بدل هرگز نمی کردم خیال آشنایی را /جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند/شکسته استخوان داند بهای مومیایی را/

ودر آخر براش آرزوی سلامتی می کنم اینم نوشتم که بدونه یکی از بهترین رفیقای منه ومن بهش افتخار می کنم انشاالله هر چه زود تر این خدمتش تمام بشه

یا حق

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:42  توسط حمید  | 
 
  بالا