|
عمو حمید
|
||
زدست دوست مرا آسایش بسیار نیست
دوستان راست درین سیروسلوک درکارنیست
********
ای فلک گر تو بگریی روز و شب از روزگار
باز کم است تادرزمین یک انسان هوشیارنیست
********
ای زمین واژگون یک لمحه هم ساکت مباش
تا زمانی غم زیاد و ذره ای غمخوار نیست
********
هرکسی فکر خودش هست درین عصر کبود
صحبت ازعشق وصفاودوستی و بیمارنیست
********
گر که خلق ناتوان تکیه کنند بر دگری
چه بگویم که دگر هیچ در و دیوار نیست
********
چون رسد بر در هر مسجد وهرصحن وسرا
چه کند هرجا رودهیچ کس در آن بیدارنیست
********
نیک آن است که روم از در میخانه ی دوست
کنم آزاد دلم را زبند هیچ عار نیست
********
گر که یار خواهد نگه دارد مرا غلام خویش
دگر این گردن جایگاه غل و افسار نیست
********
ای حمید تا کی برنجی ز غم مردم دون
این همه گفتند ورفتند این کار گفتار نیست
|
|